اثبات وجود امام زمان( عج) از آیات قرآن کریم
قرآن کریم چنین بر میآید که امامت، واقعیتی است که جهان لحظهای بدون آن نمیتواند باقی بماند و تا انسانی روی زمین است وجود چنین امامی ضروری است. بنابراین وجود امام معصوم در عصر ما نیز امر مسلّم و غیر قابل تردید است.
قرآن مجید، این حقیقت را که هر زمانی، امامی الهی برای مردم وجود دارد، و جریان هدایت اضطرار به وجودش دارد.
از آيات سوره قدر مي توان به وجود امام پي برد.
سوره قدر سوره اى است كه دلالت به وجود امام زمان(عج) دارد؛ زيرا يكى از آيه هاى آن اين است:« تنَزَّلُ اَلْمَلائِكَةُ وَ اَلرُّوحُ فِيها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ» -در شب قدر - فرشتگان با جبرئيل به فرمان پروردگارشان براى كارهاى مقرره فرود مى آيند.
در روايات هم توضيح داده شده كه كار آنها، آوردن و نازل كردن مقدرات امور انسان ها و حيوانات و نباتات، بر قلب امام هر عصرى است. به همين جهت آيه با فعل مضارع - كه دلالت بر آينده دارد - بيان شده است. از اين نكته به دست مى آيد كه نزول فقط در گذشته نبوده و در هر سال تكرار مى گردد. در نتيجه در هر زمانى نيازى هست كه امام حىّ و زنده اى وجود داشته باشد.
منطق قرآن، هر جا امامت طرح شده است، در کنارش، هدایت هم مطرح است: «وَ جَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا»(سوره انبیاء/73) و «وَ جَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا وَکانُوا بِآیَاتِنَا یُوقِنُونَ»(سوره سجده/24). امامت با هدایت توصیف گشته، آن هم نه مطلق هدایت، بلکه هدایتی که به «امر الله» است. «امر الله» خود حقیقتی است که آیه کریمه «إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَیْئًا أَنْ یَقُولَ لَهُ کنْ فَیَکونُ»(سوره یس/82) یا آیه کریمه «وَمَا أَمْرُنَا إِلَّا وَاحِدَةٌ»(سوره قمر/50) پرده از آن بر میدارد.(المیزان/ج1/ص275)
«عالم امر» در برابر «عالم خلق» است و عالم خلق عبارت اخرای عالم ملک و ناسوت است. عالم امر یا ملکوت، از قیود زمان و مکان مبرّا و خالی از تبدیل و تغییر است و همان وجه الهی عالم است در قبال وجه خلقی و ملکی عالم که طرف دیگر آن است و تغییر و تدریج در آن راه دارد. با این سخن «امام» هادی است که جهان انسانی را با امر ملکوتی، هدایت میکند. باطن این گوهر، ولایت بر مردم است و بر این اساس هدایت امام هم به گونه ایصال به مطلوب میشود، نه ارائه طریق. زیرا آن، شأن انبیاء و رسولان و همه مومنان است که با موعظه حسنه راه را نشان میدهند و آن چه آنان را به این مقام والا میرساند، اولا، صبر در امتحانات و ابتلائات و ثانیا، یقینی است که به آنان افاضه شده است.
امام باید ملکوت عالم را ببیند
در آیه هفتاد سوره مبارکه انعام میخوانیم: «وَکَذَلِکَ نُرِی إِبْرَاهِیمَ مَلَکُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَلِیَکُونَ مِنَ الْمُوقِنِینَ»(سوره انعام/75) ارائه ملکوت به حضرت ابراهیم(ع) مقدمه برای افاضه یقین به او بود. یقین نیز از مشاهده عالم ملکوت جدا نیست.
بنابراین، امام باید انسانی باشد که به مرحله یقین برسد و عالم ملکوت که همان «امر» و باطن هستی است برای او مکشوف باشد. «یهدون بامرنا» دلالت میکند که هر چه بدان هدایت تعلّق میگیرد(قلوب و اعمال بندگان) حقیقت و باطناش برای امام هست و تمام هستی برای امام حاضر است و او به هر دو راه خیر و شر، مهیمن است.(المیزان/ج1/ص251)
عظمت وجود امام و نقش آفرینی او در هستی و هدایت ممتازی که برای بشریت دارد، در قرآن چنین بیان شده است. و این گونه است که قدر و مقام امامت و برتریاش حتی بر مقام نبوت و رسالت، هویدا میشود که پیامبر مرسلی چون ابراهیم در آخر عمر خود، به این مرتبه، که با مشاهده ملکوت آسمانها و تحصیل یقین برایش حاصل شده، مفتخر میگردد. در یک کلام، امام از منظر قرآن، کاروان سالار هستی است که کاروان بشری را در ظاهر دنیا و باطن آن، به سوی مبداء آفرینش سوق میدهد.
در قیامت که عرصه ظهور و تجلّی این دنیا است، این قیادت و سوق دهی، چنین تمثّل مییابد که قرآن میفرماید: «یَوْمَ نَدْعُو کلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ»(سوره اسراء/71) روزی که هر گروهی را با امامشان میخوانیم. با این فهم و برداشت از معنا و حقیقت امامت، که نقش او بسیار فراتر از «ارائه طریق» امت است گرچه آن را نیز دارا است، به پیوستگی این جریان و لزوم آن، انسان را رهنمون میشود. در جریان هدایت، قدم اول ارائه طریق و تبیین «رشد» از «غیّ» است که این گام اول را رسول بر میدارد «مَّا عَلَی الرَّسُولِ إِلاَّ الْبَلاَغُ»(سوره مائده/ 99) رسول ارائه طریق میکند و به مقتضای وظیفه رسالی خویش، که مصیطر بر انسان نیست و با چراغ آموزش، انسانهای مختار را آگاهی میدهد. اما آگاهی بخشیدن در کنار آزادی وظیفه رسولان است و عالمان نیز در این شأن وارثان انبیاء اند که شأن هدایتگری و ارائه طریق و تبیین رشد از غی را به عهده میگیرند. تا این جا انسانی آزاد، به «نجدین» «رشد» و«غی» آگاه شد و مرحله و گام بعدی هدایت برای کسانی که مسیر رشد را برگزیده اند به گونه دیگری خواهد بود کسانی که ایمان به رشد و کفر به طاغوت و غیّ پیدا کردهاند تحت ولایت الهی قرار میگیرند که او ولیّ مومنین است. امام که مظهر این ولایت است عهدهدار کاروان سالاری جامعه دینی و پیروان رشد و کافران به طاغوت میباشد. و هدایت او سوق این جریان به صراط مستقیم و ایصال آنان به حقیقت است که قیامت عرصه تجلّی آن است، لذا رسول به مقتضای رسالت، تبیین میکند و امام به مقتضای ولایت و امامت، هدایت ایصالی دارد.
هر چند مسلّم است که اولا هر دو شأن برای امام محفوظ است، امام هم نقش تبیین و هم نقش ایصال را بر عهده دارد کما این که برخی پبامبران به مقام امامت نیز مفتخر بودند.
و ثانیا هدایت ایصالی منافاتی با اراده انسانها ندارد که در طول آن قرار میگیرد چرا که: «الَّذِینَ اهْتَدَوْا زَادَهُمْ هُدًی»(سوره محمد/ 17) کسانی که هدایت را برگزیدند، هدایتشان را افزون میکند. امام کسی است که روز قیامت، مردم را به سوی خدا سوق میدهد.
بر این اساس علامه طباطبائی(ره) نتیجهای را که بر مباحث گذشته خویش مترتب میکند چنین بیان میکند: بر این اساس امام کسی است که مردم را در روز قیامت به سوی خدا سوق میدهد، همان طور که آنان را در ظاهر و باطن این دنیا رهبری کرد. آیه شریفه، این نکته را نیز میرساند که هیچ زمانی، نمیتواند بدون امام باشد، به خاطر این که فرموده: «کل اناس» همه مردم در همه زمانها.
زمین بدون حجت و امام نمیماند
نکتهای که استفاده میشود آن است که زمین مادامی که انسان در آن وجود دارد، از امام و حجت حق خالی نمیشود.(المیزان/ج1/ص376) ایشان در ذیل آیه هفتاد و یکم سوره اسراء که میفرماید: «یوم ندعو کل اناس بامامهم» میگوید: آن چه از این آیه استفاده میشود، این است که این فراخوان، شامل همه انسانها از اولین و آخرین میشود… بعد احتمالاتی را که در امام مطرح است بیان نموده و میفرماید: مراد، امام حقی است که خدای سبحان در هر عصر و زمان برای هدایت اهل آن زمان قرار میدهد، اعم از این که آن امام چونان إبراهیم و محمد(ص) پیامبر باشد یا غیر پیامبر. به هر حال، از این آیات قرآن، ضمن فهم نقش امام در هستی، همیشگی و پیوستگی این جریان زلال نیز فهمیده میشود. یعنی هیچ زمانی، از چنین شخصیتی خالی نیست. پس در عصر ما هم وجود با برکت حضرت مهدی(ع) که قطب عالم امکان و هادی دلها و افعال مومنان و سالار کاروان حق پویان است، امری مسلّم و قطعی است.
آیه دوم در اثبات امام زمان
آیه دیگری که از قرآن بر اثبات وجود امام و ضرورت او دلالت دارد عبارت است از این آیه: «إِنَّمَا أَنتَ مُنذِرٌ وَلِکلِّ قَوْمٍ هَادٍ» (سوره رعد/7) تو تنها بیم دهنده و برای هر گروه هدایت کننده هستی. این آیه نیز به وضوح، امامِ هادی (هدایتگر) را برای همه اقوام ثابت میکند که این مطلب جای نقض و اشکال نیست. در تفسیر نور الثقلین حدود پانزده روایت در این زمینه نقل شده است. از جمله: امام صادق(ع) میفرماید: هر امام معصومی هدایتگر برای زمان خود است یا هدایت گر اقوامی است که در زمان او زندگی میکنند.(نوراثقلین/ج2/ص482)
آیه سوم در اثبات امام زمان
آیه دیگری که به وضوح، بر وجود امام معصوم در همه زمانها دلالت دارد، آیه کریمه «یا ایها الذین آمنوا اتقو الله و کونوا مع الصادقین»(سوره برائت/119) ای مومنان تقوا پیشه کنید و با صادقان باشید. دستور همراه بودن با صادقان، به طور مطلق، و جدا نشدن از آنان بدون هیچ قید و شرطی دلالت دارد که منظور «امام معصوم» است. فخر رازی چنین میگوید: کسی که جایز الخطاء است، واجب است اقتداء به کسی کند که معصوم است. معصومان کسانیاند که خدای متعال آنان را «صادقان» شمرده است و این معنا در هر زمانی ثابت است.
بنابراین درهر زمانی باید معصومی وجود داشته باشد.(پیام قرآن/ج9/ص51) وجود معصوم در هر عصری پذیرفته شده است. این نکته را جابر بن عبد الله انصاری از امام باقر(ع) نقل میکند که در تفسیر این آیه حضرت فرمود: منظور از «کونوا مع الصادقین» آل محمد است.(معجم الاحادیث امام المهدی/ ج5/ص157) از آیاتی که نقل شد چنین بر میآید که امامت، واقعیتی است که هستی، لحظهای بدون آن نمیتواند باقی بماند و تا انسانی روی زمین هست و تا تکلیف هست، وجود چنین امامی ضروری است. بنابراین وجود امام معصوم در عصر ما نیز امر مسلّم و غیر قابل تردید است. و آن امام زمان(عج) است.
برچسب:
نویسنده: روژان قاسمی