«انتظار» از مفاهیم دوپهلو و لغزندهای همانند: تقدیر، توکل، صبر و ... است.(.مطهری، مرتضی، گفتارهای معنوی, ص 203 )، که در طول تاریخ اندیشه اسلامی, برداشتهای متفاوتی از آن شده است. هر بار کسی بهتناسب فهم و درک خود, دستی بر این واژه کشیده و به این درک خشنود گشته, حق را همان پنداشته است و سپس به تعبیر زیبای قرآن: «کل حزب بمالدیهم فرحون؛(سوره روم/32)، هر فرقهای بدان چه نزد آنهاست دلخوش شدند.»
استاد مطهری دراینباره میفرمایند: «معلوم است که بدعت در دین خاتم هم امکانپذیر است چنانکه ما هم که شیعه هستیم و اعتقادداریم به وجود مقدس حضرت حجت بن الحسن, میگوییم ایشان که میآیند «یأتی بدینٍ جدیدٍ» . تفسیرش این است که آنقدر تغییرات و اضافات در اسلام پیداشده است که وقتی او میآید و حقیقت دین جدش را میگوید به نظر مردم میرسد که این دین غیر از دینی است که داشتهاند و حال این اسلام حقیقی همانی است که آن حضرت میآورد.»( مطهری، مرتضی، اسلام و مقتضیات زمان، جلد اوّل, ص 377،).
درباره مفهوم انتظار هم, متناسب با برداشتهای متفاوت, این اندیشه منشأ رشد و پویایی یا رکورد و عقبماندگی دانسته است. استاد مطهری خصوصیات دو گونه انتظار (مثبت) و (منفی) را اینگونه بیان میکنند:انتظار فرج و آرزو و امید و دل بستن به آینده دو گونه است: انتظاری که سازنده و نگهدارنده، تعهدآور, نیرو آفرین و تحرکبخش است, بهگونهای که میتواند نوعی عبادت و حقپرستی شمرده شود؛ و انتظاری که گناه است: ویرانگر, اسارت بخش و فلجکننده و نوعی (اباحهگری) باید محسوب شود. این دو نوع انتظار فرج, معلول دو نوع برداشت از ظهور عظیم مهدی موعود است و این دو نوع برداشت بهنوبه خود, از دو نوع بینش درباره تحولات در انقلابهای تاریخی ناشی میشود(مطهری، قیام و انقلاب مهدی از دیدگاه فلسفه تاریخ، ص 8) در نگاه انتظار ویرانگر و منفی ـ که متأسفانه در جامعه ما هم طرفدار دارد ـ هر اصلاحی در جامعه محکوم است چراکه باید ظلم و تباهی رواج داشته, حق و حقیقت هیچ طرفداری نداشته باشد، باطل یکهتاز میدان گردد، تا انفجاری رخ دهد و انتظار به سر آید. بنابراین هر اصلاحی محکوم است، زیرا هر اصلاح یک نقطه روشن است. تا درصحنه اجتماع نقطه روشنی هست دست غیب ظاهر نمیشود، برعکس، هر گناه و فساد، و هر ظلم، تبعیض و حقکشی و هر پلیدیای بهحکم اینکه مقدمه صلاح کلی است و انفجار را قریبالوقوع میکند، رواست، زیرا «الغایات تبرّر المبادی» هدفها، وسیلههای نامشروع را مشروع میکنند. پس بهترین کمک به تسریع در ظهور و بهترین شکل انتظار, ترویج و اشاعه فساد است. اینجاست که گناه، هم فال است و هم تماشا, هم لذت و کامجویی است و هم کمک به انقلاب مقدس نهایی»(همان، ص 62 به بعد)
در چنین اندیشهای، امربهمعروف و نهی از منکر دیگر جایی ندارد. واجبی است که باید ترک شود و حدّ الهی است که باید در تاریخ بایگانی شود, چراکه اجرایش, فریضهای (ظهور مصلح) را به تأخیر میاندازد, پس وجوبش در ترک است. دیگر عاشورایی آفریده نمیشود, اصلاً نباید عاشورایی اندیشید. اندیشه عاشورایی محکوم است. در این نگاه قصه کربلا افسانهای میگردد که تنها ذکرش ثواب دارد و بس (همانکه سالها گذشتگان شاهدش بودند) حتی شورآفرینی عاشورا، عشقبازی قهرمانانش، در پای انتظار قربانی میشود. در این اندیشه, تمام تکالیف فردی و اجتماعی از انسان ساقط میشود.
در اندیشۀ آرمانگرایانه استاد مطهری, انتظار در معنای اوّلش بزرگترین محرک اجتماعی است که انسان را برای حاکمیت ارزشها و محو ضد ارزشها تشویق میکند, برای همین انتظار بدین معنا را با فضیلتترین عبادات دانستهاند: «افضل الأعمال إنتظار الفرج»( مجلسی، بحارالانوار، ج 52، ص 122)
برچسب:
نویسنده: روژان قاسمی